... عسل شیرین ... عسل تلخ

... تقدیم به تمامی زنان عاشق سرزمینم

قدر رمضان:

بازهم شبهای قدر از راه رسید ... و باز  خدا به آدمهاش یه فرصت دوباره ای میده که بهش نزدیکتر بشن... و قدر فقط بهانه ای است برای عشقبازی بنده ها با خدا... حس میکنم دلم تنگ شده برای خدای مهربون... انگار کلی حرف ها مونده که باید باهم بزنیم.. مثل میزبانی که اونقدر مهمون داره که با هرکدومشون  چند دقیقه میرسه صحبت کنه ، بعد که خلوت میشه و یه عده از مهمونها میرن ،  اونهایی که موندنی میشن شب رو ،  فرصت میکنند بی تکلف و با فراغ بال تا هروقت بخوان باهم صحبت کنند... حالا امشب منم میخوام بمونم خونه خدا و باهاش تا هروقت دلم خواست صحبت کنم... باهم دراز بکشیم و یه دستمون حتی زیر سرمون و روبروی هم ، باهم حرف بزنیم... براش کلی تعریفی دارم.. بعد یه چیزایی هست که باید بسپرم به خودش ... یه سری از ترسها و نگرانی هامم هستش که باید دوباره و دوباره  بهش بگم ... یه عالمه هم خدایا شکرت بهش بدهکارم... خلاصه که اولین شب قدر همیشه برام با بقیه شبهای قدر فرق داشته و داره... شب نوزدهم... شبی که  هزاران سال قبل ، هنوز فرزندان « علی »  امید داشتند به زنده بودن پدر... شبی که تمامی یتیمان با هزاران امید ، برای پدرشون شیر میبردند... شبی که هنوز « علی » زنده بود... این شب را بیشتر دوست دارم  حتی اگر توی مفاتیح بنویسند احتمال قدربودن بیست و یکم و بیست و سوم بیشتره... امشب میخوام من باشم  و خدا و « علی »  و 11 فرزندش... امشب میخوام من باشم و خدا و پیامبرش و دخترش... امشب میخوام من باشم و خدا و هیچکسی بینمون نباشه... امشب میخوام برم یه سر پیش امام رضا مشهد ، امشب میخوام روی ماه تک تک اینهارو ببوسم...

.

طبق معمول این چندسال دوستانی که لطف کردند و ازم پرسیدند احیاء مجازی برگزار میکنیم یا نه ، باید بگم تا الان خودم هیچ نظری نداشتم.. نمیخواستم کسی رو هم تو معذوریت بذارم... هرکسی هم حال خوب خودش براش مهمه و بس... ولی بازهم تصمیمم گرفتم اعلام کنم ، من امشب میخوام طبق معمول هرسال با ذکر « نادعلی » ،                « علی»  رو صدا بزنم... همون 11 هزار بار.... حالا اگر 11 نفر هم بشیم که هرکدوم 1000 بار صداش کنیم خوبه... اگر هم بیشتر شدیم که چه بهتر ،  امشب ساعت 11 شب دستهامون به دست هم میدیم  و اونقدر بهترین بنده شو به نام صدا میزنیم تا حاجت همه مونو بده...

خدایا ،  دوستهای مریضی دارم که نیاز به دعا دارند... دوستی دارم که بچه اش ازش دوره... دوستایی دارم که دلشون نی نی میخواد...  دوستانی که یکی از نزدیکانشون بیمارند و محتاج دعا... و هرکسی ، هرکسی  ، هرکسی یه  حاجتی داره و گرفتاره و مشکلی داره.

خدایا همنوعانی دارم که کوچکترین امکانات من جزو آرزوهاشونه... خدایا همنوعانی دارم که آنچه من با ناشکری به آن توجه نمیکنم را از تو عاجزانه میخواهند... خدایا امشب قبل از همه ما به تختهای بیمارستانها سربزن... خدایا امشب قبل از همه ما به پدر و مادرامون سر بزن... خدایا امشب قبل از همه ما به یتیمان سربزن...  خدایا ، امشب حتماً سراغ دلشکسته ها برو ... خدای من ، همه مونو ، تک تکمونو ، دونه به دونه امشب نگاه کن... با همه مون دونه به دونه و تک تک دست بده... به همه مون دونه  به دونه و تک تک لبخند بزن... و باش... فقط باش ، ، کنارمون باش ، همین...

دوستای خوبم ، دعا برای همدیگه رو فراموش نکنیم.

.

.

.

پی نوشت: دوستانی که از دوشب قبل جاموندند امشب هم هستش... التماس دعا.

نوشته شده در چهارشنبه 1393/04/25ساعت 13:29 توسط عسل خانومي| |


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1393/04/11ساعت 13:59 توسط عسل خانومي| |


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1393/03/21ساعت 13:3 توسط عسل خانومي| |

نوشته شده در سه شنبه 1393/02/30ساعت 11:39 توسط عسل خانومي| |




ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1393/02/08ساعت 13:45 توسط عسل خانومي| |



ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1393/02/02ساعت 14:43 توسط عسل خانومي| |



ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1393/01/30ساعت 16:47 توسط عسل خانومي| |



ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1393/01/25ساعت 13:49 توسط عسل خانومي| |



ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 1393/01/24ساعت 15:32 توسط عسل خانومي| |



ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1392/12/28ساعت 12:13 توسط عسل خانومي| |

Design By : Night Melody